منهاج سراج
223
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و فنا خسرو در غايت ضبط و تكبر و علو همت بود ، و از موت خايف عظيم بود ، چنانچه نام گور دشتى كسى از آفريدگان ، پيش تخت او نتوانستى گرفت ، و گفتهاند : كه جمله مقابر بفرمود : تا ديوارها بلند كنند ، چنانچه چشم او بر هيچ گور نيفتادى . و از تكبر او يكى آن بود : كه بعد از فوت او هفت هزار دستارچهء پادشاهانه يافتند همه ديبا و كتان ، و توزى [ ( 1 ) ] و مصرى و زر كشيده و زر بافتهء مرصع . كه دست و دهان و بينى بدان پاك كردى . چنانچه قيمت آن مبلغ پنجاه هزار دينار سرخ برآمد . و چون او را وفات نزديك رسيد ، بر مثالها و فرمانها نشان خود بنوشت ، و بدست دبير خود داد ، كه اين فرمان نويس ! چنانچه راى تو صواب بيند و از فوت من خلق را خبر مكن . مدت چهار ماه موت او مخفى داشتند او را بر تخت مىنشاندند ، تا خلق او را مىديدند . چون مدت فوت او نزديك آمد بفرمود : تا خاكستر بر زمين بگستردند ، تا در ان ميغلطيد و ميگفت ، ما اغنى عنى ماليه ، هلك عنى سلطانيه [ ( 2 ) ] تا فوت شد در رمضان سنه اثنى و سبعين و ثلثمائه ، اللّه الباقى . الخامس المرزبان بن فنا خسرو الديلمى چون پدر او فوت شد ، أمير المؤمنين الطائع للّه ، او را صمصام الدولت لقب دادند ، و بجاى پدر بنشاندند ، و او را اعزاز بسيار كرد ، و در كشتى دجله بنزديك سراى فنا خسرو آمد ، و مرزبان پسرش را تعزيت كرد ، و تشريفات وافر فرمود ، و كارها در ضبط او بازگذاشت ، و حرمت او موفور گردانيد . مرزبان بر كار مىبود تا برادرش ابو الفوارس را واقعهء پدر خبر شد بر وى خروج كرد . و اللّه الهادى . السادس ابو الفوارس ما كان بن فنا خسرو ديلمى امير كرمان بود ، چون فوت شد پدر او ، اعزاز برادر بدار الخلافه بشنيد از كرمان لشكر جمع كرد ، به پارس آمد ، و آن بلاد را بگرفت
--> [ ( 1 ) ] در ترجمه راورتى توزى مصرى به اضافت آمده و توزى جامه نفيسى است منسوب به شهر توز پارس ، كه جامههاى توزى از آنجا برند ( سراج اللغات ، حدود العالم ) . [ ( 2 ) ] قرآن ، الحاقه 29 .